وقتی اختلاف مسئولان از رسانه ها بیرون میزند
سید محمد حسین موسوی – در روزهایی که جامعه با مسائل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی گوناگونی روبهروست، بار دیگر بخشی از اختلاف میان مسئولان به سطح رسانهها کشیده شده است؛ اختلافی که اینبار میان رئیسجمهور و رئیس سازمان صداوسیما بروز کرده و از یک جلسه رسمی آغاز شده، اما در ادامه با پاسخ رسانهای رئیس صداوسیما، ابعاد عمومیتری پیدا کرده است.
ماجرا از اظهارات مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، در جلسه هیئت دولت آغاز شد. او در سخنانی خطاب به پیمان جبلی، رئیس سازمان صداوسیما، از بیاعتمادی و نارضایتی خود نسبت به عملکرد این سازمان گفت:
«آقای جبلی! من اصلاً صداوسیما را نگاه نمیکنم؛ وقتی میبینم اعصابم خراب میشود. من که زندگیام را میخواهم برای نظام بگذارم این نگاه را پیدا کردهام، ببینید مردم چه نگاهی دارند.»
این سخنان، اگرچه در جلسهای رسمی و در جمع اعضای دولت بیان شد، بهسرعت در رسانهها بازتاب یافت. مضمون سخنان رئیسجمهور این بود که حتی فردی که خود را متعهد به نظام میداند، از نحوه عملکرد و محتوای صداوسیما احساس رضایت نمیکند و این مسئله میتواند درباره نگاه عمومی مردم نیز نگرانی ایجاد کند.
در مقابل، پیمان جبلی در اختتامیه پنجمین جشنواره برنامههای رادیویی «پژواک» به این اظهارات واکنش نشان داد. او بدون نام بردن مستقیم از رئیسجمهور، گفت:«گوش کردن و دیدن گاهی امر مقدس است… دیدن صداوسیما یک افتخار است و باعث تکدر کسی نیست. اگر کسی نمیبیند، از این افتخار به دور است؛ چون صداوسیما آینه افتخار یک ملت است.»
جبلی همچنین تأکید کرد:«از این قاب صدای ضعف شنیده نمیشود؛ هر آنچه از آن شنیده میشود، روایت قدرت و پیروزی و سربلندی است.»
به این ترتیب، یک طرف از ناراحتی و دلزدگی سخن گفت و طرف دیگر، رسانه ملی را «آینه افتخار ملت» دانست. رئیسجمهور از فاصله میان صداوسیما و افکار عمومی ابراز نگرانی کرد و رئیس سازمان صداوسیما از عملکرد این سازمان دفاع کرد. در ظاهر، این دو سخن درباره یک رسانه بود، اما در لایه عمیقتر، اختلافی جدی درباره شیوه اطلاعرسانی، نحوه بازتاب دیدگاههای دولت و میزان رضایت جامعه از عملکرد رسانه ملی را آشکار کرد.
البته این رخداد را نمیتوان تنها به یک جمله یا یک پاسخ محدود کرد. پیش از این نیز درباره نحوه پخش یا تقطیع سخنان برخی مسئولان، ازجمله رئیسجمهور و رئیس مجلس، انتقادهایی مطرح شده بود. از نگاه دولت، صداوسیما گاهی روایت کاملی از سخنان مسئولان ارائه نمیدهد و با حذف یا برجستهسازی بخشهایی از اظهارات، تصویری ناقص از مواضع رسمی کشور به مردم منتقل میکند. در مقابل، صداوسیما میتواند استدلال کند که انتخاب و تنظیم محتوای برنامهها، بخشی از وظایف حرفهای و رسانهای این سازمان است و پخش هر سخنرانی الزاماً به معنای پخش کامل همه مطالب آن نیست.
بااینحال، مسئله اصلی در این میان فقط اختلاف بر سر عملکرد رسانهای نیست؛ بلکه علنی شدن اختلاف میان دو مقام و دو نهاد رسمی کشور است. رهبر انقلاب در پیام اخیر خود که به مناسبت هفته دولت منتشر شد قاطعانه و بدون تعارف اعلام کردند که “بنده قاطعانه اعلام می کنم که ارتکاب هرآنچه به ضررانسجام اجتماعی باشد ممنوع است “.
از این منظر، سخنان رئیسجمهور را میتوان بیانگر نارضایتی از عملکرد صداوسیما دانست؛ نارضایتیای که احتمالاً ریشه در کیفیت پوشش اخبار دولت، نحوه انعکاس سخنان مسئولان و فاصله رسانه ملی با بخشی از جامعه دارد. بااینحال، بیان چنین انتقادی با عباراتی مانند «اعصابم خراب میشود» در یک جلسه رسمی، بهراحتی قابلیت تبدیل شدن به یک مناقشه عمومی را پیدا میکند.
در سوی دیگر، پاسخ رئیس صداوسیما نیز اگرچه در قالب دفاع از سازمان متبوع خود بیان شده، اما عبارتهایی مانند «اگر کسی نمیبیند، از این افتخار به دور است» میتواند بهعنوان پاسخی کنایهآمیز تلقی شود؛ پاسخی که به جای کاهش تنش، فضای اختلاف را به سطح جامعه منتقل میکند. دفاع از عملکرد یک سازمان، زمانی بیشترین اثر را دارد که با ارائه توضیح، آمار، برنامه و پذیرش نقد همراه باشد، نه آنکه منتقد به دور بودن از «افتخار» متهم شود.
در نتیجه، این ماجرا بیش از آنکه صرفاً اختلافی درباره تماشای تلویزیون باشد، نشانه وجود شکافی جدی در حوزه ارتباطات رسمی کشور است؛ شکافی میان دولت، رسانه ملی و مخاطبان. اگر صداوسیما خود را رسانه ملی میداند، طبیعی است که باید نقدهای مربوط به کاهش مخاطب و نارضایتی عمومی را جدی بگیرد. از سوی دیگر، دولت نیز در جایگاه قوه مجریه بهتر است انتقادهای خود را از مسیرهای رسمی، کارشناسی و کمتنش پیگیری کند تا اختلاف میان دو نهاد به جدل رسانهای تبدیل نشود.
در نهایت می توان گفت اختلافنظر میان رئیسجمهور و رئیس صداوسیما، غیرطبیعی نیست؛ اما علنی شدن و ادامه یافتن آن با پاسخهای متقابل، علیرغم توصیه صریح رهبر انقلاب در شرایطی که کشور به آرامش، اعتماد و انسجام نیاز دارد ممنوع است.
به بیان دیگر، مسئله فقط این نیست که چه کسی تلویزیون را میبیند یا نمیبیند؛ مسئله این است که مسئولان چگونه درباره اختلافات خود سخن میگویند و آیا اختلاف میان آنان، به جای حل شدن در جلسات کارشناسی، به موضوعی برای افکار عمومی و رسانههای بیرونی تبدیل میشود یا نه.




