اعتیاد به روایت بحران؛ چرا دستگاه اطلاع‌رسانی دولت به خودزنی افتاده است؟

سید محمد حسین موسوی – ماجرا فراتر از بنزین، بازار نفت یا قیمت ارز است. این‌ها تنها زخم‌های سطحی هستند؛ بیماری اصلی جای دیگری است. ما با ساختاری طرف هستیم که گویی دچار نوعی «اعتیاد به روایت‌گری ضعف» شده است. در حالی که منطق حکمرانی در دنیای امروز بر پایه «مدیریت ادراک» و «آرام‌سازی بازار و جامعه با رسانه» استوار است، دستگاه اجرایی ما در یک چرخه معیوب از «خودافشاگری بحران‌زا» گیر کرده است. به راستی چرا از ظرفیت رسانه‌ها برای تزریق ثبات استفاده نمی‌کنیم و برعکس، مدام بر طبل بن‌بست می‌کوبیم؟

توهم صداقت؛ وقتی اعتراف به ضعف، «شفافیت» نامیده می‌شود

در اتاق فرمان دولت، یک خطای ادراکی بزرگ رخ داده است: مسئولان «شفافیت» را با «عریان‌سازی ضعف» اشتباه گرفته‌اند. مدیران ما گمان می‌کنند هرچقدر سریع‌تر و با صدای بلندتر از کسری‌ها، ناترازی‌ها، بن‌بست‌ها و موانع پیش‌رو سخن بگویند، یعنی با مردم صادق‌ترند. در حالی که در علم مدیریت افکار عمومی، این رفتار نه صداقت، بلکه «تخریب داوطلبانه امنیت روانی جامعه» است. وقتی مسئولی از بحران آینده پرده برمی‌دارد، جامعه پیام «برنامه‌ریزی برای حل مشکل» را دریافت نمی‌کند؛ بلکه پیام «استیصال و ناکارآمدی» را می‌شنود. دستگاه‌های دولتی ناخواسته تبدیل به موتور محرک تولید هراس در میان مردم شده‌اند و نقش رسانه های معاند را بازی می کنند.

 دیپلماسی میکروفنی؛ سیگنال‌های ارزان به بازار نفت

همین رویکرد شلخته رسانه‌ای، مستقیما منافع ژئوپلیتیک و مالی کشور را هدف گرفته است. در حساس‌ترین پیچ‌های بین‌المللی، ناگهان برخی مسئولان سیاسی و دیپلماتیک تریبون به دست می‌گیرند و با خوش‌بینی‌های نسنجیده یا اظهارنظرهای بی موقع درباره روند مذاکرات ، بازار جهانی نفت را به نفع دشمن دستکاری می‌کنند. در دنیایی که هر کلمه دیپلمات‌ها حساب‌شده و با هدف حفظ پرمیوم ریسک و قیمت انرژی مخابره می‌شود، اظهارات بی‌موقع مسئولان ما، سیگنال کاهش قیمت به بازارهای جهانی می‌دهد و منافع ملی و دستاورد های نظامیان کشور را به حراج می‌گذارد؛ صرفا برای اینکه فلان مقام دولتی یک پیروزی خیالی و زودهنگام رسانه‌ای را ثبت کند!

 الگوی نیروهای مسلح؛ نماد عینی اقتدار و سکوت راهبردی

برای درک این فاجعه در بدنه اجرایی، کافی است نگاهی به عملکرد نیروهای نظامی و مسلح کشور بیندازیم؛ نهادی که مدتهاست زیر سنگین‌ترین فشارها، تهدیدها و خرابکاری‌های دشمن قرار داشته است.

نیروهای مسلح ما نه تنها هرگز کوچک‌ترین سیگنالی از نقص فنی، کمبود تجهیزات یا ضعف تاکتیکی مخابره نکردند، بلکه حتی در اوج داغ‌ها و شهادت مظلومانه بزرگ‌ترین سرداران و فرماندهان و جوانان خود نیز اجازه ندادند تصویر «شکست» یا «تردید» به ذهن جامعه و اتاق‌های جنگ دشمن راه پیدا کند. آن‌ها نشان دادند که بحران و ضربه را با «پاسخ قاطع و عملی در میدان» هضم می‌کنند، نه با مرثیه‌خوانی رسانه‌ای. این همان شاهکار «مدیریت ادراک» است که بدنه اجرایی و سیاسی کشور باید از آن درس بگیرد: روایت‌سازی از صلابت، حتی در دل آتش!

چرا از رسانه برای آرامش بازار استفاده نمی‌شود؟

تنظیم انتظارات تورمی نیازمند «قطعیت، آرامش و ثبات کلام» است. دولت‌های توسعه‌یافته با کلمات، بازارها را هدایت می‌کنند نه اینکه بازارها را با کلمات دچار شوک نمایند. وقتی دولتی شبانه‌روز از کمبود، تحریم و ناترازی می‌گوید، به دلالان و بازیگران پشت‌پرده اقتصاد آدرس دقیق برای سفته‌بازی می‌دهد. در حکمرانی هوشمند، مشکلات در سکوت و با برنامه‌ریزی فنی حل می‌شوند و تنها محصول نهایی به جامعه اعلام می‌گردد؛ نه اینکه هر روز پروسه شکست‌ها و ناتوانی‌ها روی آنتن برود.

شورای اطلاع‌رسانی دولت؛ باشگاه سیاسی و فاقد خاصیت

ریشه این شلختگی کلامی کجاست؟ چرا هیچ مانعی برای این خودزنی‌های پی‌درپی وجود ندارد؟ پاسخ در ناکارآمدی ساختاری به نام «شورای اطلاع‌رسانی دولت» است.

شورایی که اساسا باید مغز متفکر جنگ روانی، فیلتر استراتژیک محتوا و اتاق تنظیم روایت‌های آرامش‌بخش برای بازار باشد، عملا به یک گعده سیاسی و سهمیه ستادهای انتخاباتی بدل شده است. افرادی بدون تخصص در علوم شناختی و روان‌شناسی بازار در این شورا گرد آمده‌اند که نه توان مدیریت وزرا را دارند و نه جرات مهار مصاحبه‌های بحران‌ساز را.

این شورا اگر نمی‌تواند انضباط رسانه‌ای را به بدنه دولت تحمیل کند و تریبون‌های آزاد را ببندد، وجودش جز اتلاف بودجه و تولید ساختارهای نمایشی چه خاصیتی دارد؟ شورایی که خروجی‌اش مهار التهاب نیست، تعطیلی و انحلال آن نخستین گام برای بازگشت آرامش به جامعه است.

هشدار رهبر انقلاب ؛ فرمان صریح پایان مرثیه‌خوانی

پیام صریح رهبر انقلاب در هفته دولت، خط‌بطلانی بر تمام این توجیهات بود: «ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجسته‌سازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامه‌ریزی و اقدام برای رفع و حل مشکل است.»

این جمله یک دستورالعمل قطعی است:

  • مسئول اجرایی موظف به حل مشکل است، نه روایت‌گری عجز و ناتوانی.
  • اگر برای رفع گره‌های جامعه برنامه‌ای ندارید، با تریبون‌داری و مصاحبه‌های خام، انبار باروت انتظارات عمومی را مشتعل نکنید.

جامعه خسته از شنیدن اخبار بد از زبان مدیران خود است؛ مردم نیازمند دیدن اقتدار، تدبیر و ثبات هستند. رسانه ابزار ایجاد امید و کنترل هیجانات منفی است، نه تریبون مسابقه مسئولان برای اثبات عمق بحران‌ها. دولت باید تصمیم خود را بگیرد: یا بساط این تریبون‌های بدون فیلتر و ساختارهای فشل اطلاع‌رسانی را جمع می‌کند و به سمت سکوت مقتدرانه و حل عملیاتی حرکت می‌نماید، یا باید تاوان سنگین فروپاشی اعتماد عمومی و بی‌ثباتی بازارهایش را بدهد.

 

0%

امتیاز کاربران: 2.6 ( 1 رای)
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا